نداشته ,برایم ,برایم نداشته

شعر ذلت آریا صلاحی


دنیا بجز ملال برایم نداشته ست
جز قهر و قیل و قال برایم نداشته ست

باغی که در سرم به کمالش رسیده بود
جز میوه های کال برایم نداشته ست

این شهر صحنه های پر از درد و دود و داد
جز زجر و ابتذال برایم نداشته ست

او مهره مار تخس خیابان و مارِ من
جز خیز و خط و خال برایم نداشته ست
 
دنیای آب و تاب و تب و ترس و تشنگی
جز جبر و احتمال برایم نداشته ست

بدنام لذّت مِی ناخورده ام، و شعر
جز «تا» و «لام» و «ذال» برایم نداشته ست

من را خدا برای سقوط آفریده است
وقتی که پرّ و بال برایم نداشته ست

لبریز ناله های نیازم، ولی خدا
غیر از لبانِ لال برایم نداشته ست


#آریا_صلاحی
8/ تیر/96



منبع اصلی مطلب : یک عنکبوت مُرده
برچسب ها : نداشته ,برایم ,برایم نداشته
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پو اس ام اس : ذ لـ ـت